شجاع

274

أنيس الناس ( فارسى )

از آن پيش مهمان آرند . چون حظّ خويش از آن نوع برگيرند ظروف و كاسها بردارند و نوعى ديگر آرند . و همچنين دم‌به‌دم نوعى از غذا آورند . ارباب آداب صحبت گفته‌اند . بايد كه در صحبت و مجلس پيوسته انتظار نوعى از غذا باشد ، و چون نوعى منتهى شود مهمان داند كه نوعى ديگر در كارست و خواهند آورد ، و غرض ازين التزام انعقاد و امتداد صحبت . ادب ديگر آنكه بعد از مهمان از اكل فارغ گرد ، و چون مهمان باشى پيش از مردم دست به طعام مكن و اگرچه گرسنه باشى . و فروتر از مهمان نشين و از مهمان اين نوع عذر مخواه : مگو معذور دار ، اين لايق تو نبود ، بارديگر عذر اين بخواهم ! چه اين كلمات مخصوص بازاريان باشد و جماعتى كه هرمدّتى مهماندارى كنند و لايق به ارباب احتشام نه . ادب ديگر آنكه ملازمان را بفرمايى تا ظروف را اوّل پيش مهمان و كسان او نهند ، و اگرچه در عزّت و شرف از تو كمتر باشند . و بايد كه چون از سفره برخيزند اكول و غير اكول ، دنى و شريف مجموع سير باشند . و بعضى از اعراب بدوى را رسمى نيكوست در طريق مهماندارى كه چون مهمان نزيل ايشان گردد سفره را بگسترانند و الوان اطعمه در آن مهيّا دارند و خادمى از براى مراقبت حال مهمان از دور بدارند و خود غايب